اخبار دانشکده اخبار دانشکده

بازگشت به صفحه کامل
« بازگشت

نشست کرسی ترویجی «رویکرد نخبگان قفقازی به سلطه روسیه تزاری»

نشست کرسی ترویجی «رویکرد نخبگان قفقازی به سلطه روسیه تزاری»

7/9/97

 

نشست کرسی ترویجی با عنوان «رویکرد نخبگان قفقازی به سلطه روسیه تزاری» با حضور استادان برجسته و علاقمندان این حوزه دوشنبه پنجم آذر ۹۷ در تالار کمال دانشکده ادبیات و علوم انسانی برگزار شد.
 
دکتر گودرز رشتیانی از اعضای هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران سخنران اصلی این نشست بود. ایشان ضمن برشمردن اهمیت موضوع گفت: در طول دوره‌های تاریخی همواره قفقازی‌ها گرایش به ایران، عثمانی و روسیه داشته‌اند و یک نظریه کلی بر این اساس وجود دارد که نشان دهنده تمایل قفقازها برای پیوستن به روسیه بوده است در حالی که مدارکی در این چند سال اخیر به دست آمده که این ادعا را زیر سوال می‌برد. برخی عوامل همچون اشتراک مذهبی گرجی‌ها و ارامنه به روسیه، فشار دولت مرکزی ایران، عدم تأمین امنیت از طرف دولت مرکزی و فشار اقتصادی دیدگاه اول را تقویت می‌کند. از دیدگاه مذهبی نیز دو منظر وجود دارد: کلیسای اچمیادزین متمایل به پیوستن به روسیه بوده و در مقابل کلیسای قراباغ مخالف پیوستن به روسیه تجاری که علت اصلی آن را می‌توان رقابت مذهبی ذکر کرد. در میان نخبگان قفقازی هر دو دیدگاه مخالف و موافق وجود داشته است و بعد از پیوستن به روسیه به دلیل عدم ارائه خدمات به ارامنه از جمله ساخت کلیسا و تلاش‌های گسترده برای پیوستن به شاخه ارتدوکس شورش‌هایی اتفاق افتاده است و این در حالیست که در آن دوره، در اصفهان پایتخت صفویه ۱۱ کلیسا وجود داشت و طبیعی ست که آنان راغب بودند در زیر پرچم ایران باقی بمانند. در ادامه دکتر رشتیانی به اسناد آرشیوی که در آرشیوهای گرجستان، ارمنستان و روسیه وجود دارد، اشاره کرد و گفت: این اسناد همگی حکایت از تلاش برای ماندن در چارچوب مرزهای ایران و مخالفت با پیوستن به روسیه است. ایشان در پایان سخنان خود به پناهنده شدن فرزند آخرین پادشاه گرجستان به نام الکساندر میرزا به دربار ایران اشاره کرد و گفت: در طول ۱۳ سال جنگ‌های ایران و روسیه در کنار سربازاران ارتش ایران با روسیه جنگیده است، این مورد نمونه مهمی در گرایش نخبگان قفقازی برای پیوستگی با ایران می‌باشد.
 
در ادامه این جلسه دکتر مرشد لو عضو هیات علمی گروه تاریخ دانشگاه تربیت مدرس، به عنوان اولین منتقد گفت: قفقاز یک حضور پر رنگ در تاریخ ایران دارد. به نظر می‌رسد در رویایی نظامی بین ایران و روسیه، قفقاز از ایران جدا شده است و این موضوع باعث یک تغییر راهبردی می‌شود. دولت صفوی در آن زمان موجب تغییر ساختار اجتماعی قفقاز نبوده، اما این مسئله در مورد روسیه متفاوت است. دولت روسیه باعث ایجاد تغییرات در ساختار اجتماعی و سیاسی قفقاز شده است که باید به آن با توجه به قدرت مدرن روسیه که آنرا بعنوان سلطه می‌شناسیم، بنگریم. در دوره انتقال قفقاز به روسیه ما شاهد تغییر نخبگان از قدیم به جدید هستیم. نخبگان قدیم به حاشیه رفته و نخبگان جدید که وام دار روسیه و تحت سیطره آن رشد کرده بودند، خود را در غالب روسیه تزاری می‌بینند.
 
دکتر زرینی محقق و پژوهشگر حوزه تاریخ قفقاز، با ذکر مقدمه‌ای از تولستوی در رمان حاجی مراد، که یک افسر روسی را در جاده‌ای زیبا در حال حرکت در میان گلهای فراوان با خارهای زیادی است که در نهایت هم موفق به چیدن آنها نمی‌شود، گفت: تعبیر این است که روسیه نتوانست بر مردم قفقاز مسلط شود و فرهنگ ایران در جامعه قفقاز نهفته است و ۲۳۰ شاعر قفقازی که به فارسی اشعاری سروده‌اند بر این مهم صحه گذاشته‌اند. یک نکته مهم که باید در نظر گرفت این است که چرا گرجی‌ها و ارامنه به سراغ روس‌ها رفتند؟ علت اصلی آن عدم امنیت کافی در دوره زندیه و شاه عباس و به طور کلی در دولت مرکزی بود و به همین دلیل از پطر کبیر درخواست کردند که به روسیه تزاری بپیوندند. ایشان در ادامه توضیح داد که در مراحل اولیه عثمانی‌ها مقدمات جدایی را برای قفقاز فراهم کردند. دکتر زرینی در پایان سخنان خود به عوامل مهمی همچون دین و مذهب، مهاجران قفقازی که به ایران آمده بودند، روحانیون (عده‌ای موافق و عده‌ای مخالف جدایی بوده‌اند)، قاچاقچی‌ها (گروهی که مخالف بوده و سعی کرده‌اند بصورت مبارزه مسلحانه و از طریق گرفتن اموال از روس‌ها و توزیع در میان مردم استیلای حق کنند) اشاره کرد و نتیجه گرفت که باید به این مقوله از جهات مختلفی نگاه کرد.
 
منتقد بعدی این نشست دکتر تقی آباد مدیر عامل بنیاد مطالعات قفقاز با اشاره به دلایل دکتر رشتیانی، مباحث مطرح شده را کافی ندانست و گفت بهتر بود دلایل محکم‌تری مطرح می‌شد. ایشان بر این نکته تاکید کرد که روس‌ها با وعده فراوان به نخبگان قفقاز باعث جدایی شدند در صورتیکه بعدها به وعده‌های خود عمل نکردند.
 
در ادامه دکتر علی کالیراد عضو هیات علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران با اشاره به سه مؤلفه نخبه، روسیه تزاری و قفقاز گفت: سلطه روسیه تزاری یک اتفاق مهم و دگرگونی یک نظم در منطقه قفقاز است.
 
در پایان این نشست دکتر رشتیانی با ارائه پاسخ به انتقادهای مطرح شده گفت: مخالفت بسیاری از نخبگان قفقازی با پیوستن روسیه نه تنها به دلیل از دست دادن منافع مالی بلکه به دلیل مسائل هویتی نیز بوده است و به اسناد و مکاتبات تنی چند از خانات قفقاز استناد کرد که در مکاتبه با روسیه بر پیوستگی با دولت مرکزی ایران تاکید داشته‌اند. ایشان کلیت این موضوع را مربوط به روابط خارجی و چالش‌های منطقه‌ای دانست در حالیکه مسائل داخلی در شکل گیری جدایی از ایران نیز بسیار مهم و حیاتی بوده است.