اخبار و رویداد ها اخبار و رویداد ها

بازگشت به صفحه کامل
« بازگشت

تشییع پیکر مرحوم استاد دکتر احسان اشراقی

تشییع پیکر مرحوم استاد دکتر احسان اشراقی


مراسم تشییع پیکر مرحوم استاد دکتر احسان اشراقی

۲۸/۱۰/۹۸‌‌

 

مراسم تشییع مرحوم دکتر احسان اشراقی استاد پیشکسوت و برجسته تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ۲۸ دی ماه با حضور جمع زیادی از چهره‌های برجسته سیاسی و فرهنگی، خانواده، همکاران و علاقمندان ایشان در دانشکده ادبیات و علوم انسانی برگزار شد.

در ابتدا دکتر حسن حضرتی معاون پژوهشی دانشکده ادبیات و از شاگردان آن استاد، ضمن عرض تسلیت به خانواده آن مرحوم فقدان دکتر اشراقی را یک ضایعه بزرگ برای جامعه دانشگاهی برشمرد و گفت: هجران چنین شخصیت علمی ارزنده‌ای که نه تنها در ایران بلکه در جهان شهره تاریخ ورزان بود، بسی گران و جانکاه است. آثار ارزشمند ایشان درباره تاریخ ایران و به ویژه دوران صفویه بر کسی پوشیده نیست. استاد ما، دانشکده ادبیات و علوم انسانی را خانه دوم خود می‌دانست. اینجا را سخت دوست می‌داشت. در دوران نقاهت و بیماری نیز ارتباط خود را با دانشکده قطع نکرد. تا جایی که برایش رمقی باقی بود، دانشجویان را از کلاس‌هایش و همکاران را از دیدارش محروم نکرد. حتا در دوران بیماری و نقاهت هم آن زمان که به سختی با عصا و سپس با ویلچر رفت و آمد می‌کرد، توان دل کندن از این کعبه آمال و آرزوهایش را نداشت. این عشق بی تردید دوسویه بود.

در ادامه دکتر روزبه زرین کوب مدیر گروه تاریخ دانشکده ادبیات با ابراز تأسف از فقدان آن مرحوم گفت: استاد اشراقی از سال ۱۳۲۵ که پا به دانشگاه تهران گذاشت، مراحل علم را تمام و کمال گذارند و هیچ گاه دانشگاه را رها نکرد. دکتر اشراقی در کار تعلیم و تربیت، نفس شکستن را وجهه همت خود کرده بود و به پیروی از دارندگان نفس ملکی، خویشتن را به صفاتی حمیده متصف ساخته و در راه تربیت نفس، چنان خود را به مرتبه کمال رسانده بود که می‌توان او را در میان دانشمندان عصر، از صاحبان واقعی " نفس ناطقه " و " نفس عاقله " دانست. صاحب نفس ناطقه آن چیزی را به دست می‌آورد که آرزوی اوست.

دکتر احمد رضا خضری مشاور رئیس و مدیرکل روابط عمومی دانشگاه تهران با ابراز تسلیت به خانواده و جامعه دانشگاهی اظهار داشت: استاد اشراقی در یک کلام کوتاه از ۱۰۰ ویژگی که او در خود جمع کرده بود می‌توان از سخت کوشی، ادب و اخلاق، دانایی و دانشمندی، مردمی و مردم دوستی، ایرانی و ایرانی دوستی، تواضع و تلاش برای ارتقای علمی شاگردانش نام برد.

وی گفت: از استاد اشراقی سه یادگار گرانبها به جا ماند. یکی آثار ارزشمند او، دوم شاگردان استاد و سوم فرزندان صالح که طبق گفته پیامبر اسلام این سه بهترین موهبت خداوند به بنده‌اش است.

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آقای علی اصغر مونسان نیز در پیامی که توسط معاون او قرائت شد، به خانواده استاد اشراقی و دانشگاهیان این فقدان را تسلیت گفت.

 

در پایان فرزند آن مرحوم، امین اشراقی با تشکر از شرکت کنندگان مراسم گفت: از پدرم درس زندگی آموختم. او عمر گرانمایه خود را صرف انتقال فرهنگی به نسل امروز و نسل‌های آینده کرده است. من و مادر مهربانم عاشقانه کمر به خدمت پدر بستیم. پدری که رفیق، نیکو، خوشبو، میهن دوست، دانشور، ساده زیست، بلند نظر، صبور، فرزانه، سرشار از عشق به زندگی و امید، فاضل و پرچم دار دانش بود و به نورهای جاودانگی پرگشود. نماز بر پیکر آن استاد گرانقدر به امامت حجت الاسلام دعایی مدیرمسؤول روزنامه اطلاعات برگزار شد.

 

یادداشت دکتر حسن حضرتی معاون پژوهشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی

در سوگ استاد

"الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون" 


خبر درگذشت استاد عزیزمان دکتر احسان اشراقی، تاریخ شناس و صفویه پژوه برجسته گروه تاریخ دانشگاه تهران، موجب تاثر خاطر همه آشنایان و علاقمندان آن فرهیخته گرانمایه شد. هجران چنین شخصیت علمی ارزنده‌ای که نه تنها در ایران بلکه در جهان شهره تاریخ ورزان بود، بسی گران و جانکاه است. آثار ارزشمند ایشان درباره تاریخ ایران و به ویژه دوران صفویه بر کسی پوشیده نیست.
اینجانب به نمایندگی از طرف هیات رئیسه دانشکده ادبیات و علوم انسانی و به عنوان یکی از شاگردان ایشان، درگذشت استاد عالیقدرمان دکتر احسان اشراقی را به خانواده داغدار ایشان (همسر محترم سرکار خانم حشمت بانو گرگین و فرزند برومندشان آقای امین اشراقی) و همه همکاران، دانشجویان و دوستداران استاد تعزیت و تسلیت عرض می‌کنم و علو درجات و آرامش روح آن مرحوم مغفور را از خداوند منان مسئلت دارم.
استاد احسان اشراقی قریب به ۷۰ سال از عمر پرببرکت شان را در این دانشکده، ابتدا به تحصیل و یادگیری و سپس به تعلیم و تربیت سپری نموده‌اند. چه مایه مباهات است بر جای جای این بنای عالم پرور که چنین بزرگان نامداری را در خود جای داده است. استاد ما در این دانشکده به مدت ۲۰ سال مدیریت گروه تاریخ را برعهده داشته‌اند و برای دو سال نیز در مقام معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی در خدمت دانشجویان عزیز و همکاران شان بوده‌اند. اما کار سترگ ایشان در این مدت، تالیف کتاب ها و مقالات ارزشمند و تربیت دانشجویان فاضلی است که هم اینک در همه جای این مرزوبوم به انجام وظیفه مشغول اند. چه توفیقی بالاتر از این برای هر انسانی که تمام عمر خود را صرف علم آموزی کند. یاد بگیرد، یاد بدهد، بنویسد و بنویساند و دیگران را از معدن علم و دانش خود بهره مند سازد. نادر دپارتمان تاریخ در دانشگاه‌های ایران بتوان یافت که شاگردی از شاگردان استاد در آن وجود نداشته باشد.
استاد ما، دانشکده ادبیات و علوم انسانی را خانه دوم خود می‌دانست. اینجا را سخت دوست می‌داشت. در دوران نقاهت و بیماری نیز ارتباط خود را با دانشکده قطع نکرد. همیشه مشتاق دیدار با همکاران و دانشجویانش بود. تا جایی که برایش رمقی باقی بود، دانشجویان را از کلاس‌هایش و همکاران را از دیدارش محروم نکرد. حتی در دوران بیماری و نقاهت هم آن زمان که به سختی با عصا و سپس با ویلچر رفت و آمد می‌کرد، توان دل کندن از این کعبه آمال و آرزوهایش را نداشت. این عشق بی تردید دوسویه بود. همکاران استاد در گروه و دانشجویان قدردان ایشان هم همیشه آرزوی دیدار استاد و بهره مندی از کلاس‌هایش را در روزهای شنبه و دوشنبه داشتند. اما دریغ و درد که تقدیر و قضا کار خود را می‌کند "کلّ من علیها فان".
زین پس، یاد استاد همیشه در اذهان ما زنده خواهد ماند: هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق. با آثار ماندگارش زندگی خواهیم کرد: با تالیفات و ترجمه‌ها و تصحیح‌های عالمانه‌اش. با بیهقی تصویرگر زمان، با تاریخ جهان آرای عباسی، با خلاصه التواریخ، با نقش ترکان آناتولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی  و قس علیهذا.

 

 

 

یادداشت دکتر روزبه زرین کوب مدیر گروه تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی

 

استاد دکتر احسان اشراقی از سال ۱۳۲۵ که پای به دانشگاه تهران نهاد، بی هیچ فتور و سستی راه خویش را در طلب دانش و معرف پیمود. او به تمامی معنا، دانشمندی منشرح الصدر بود: نه تنها سینه‌ای گشاده و روشن و دانشی بسیار و یکپارچه داشت، که از راهی که برگزیده خشنود و راضی بود. استاد ما با اینکه خود از " در مینو " (شهر قزوین) آمده بود، دانشگاه را جلوه‌ای دیگر از مینو یافته، هیچ گاه آن را رها نکرد. شاید از همین روست که حتی در تحصیل علم در دانشگاه نیز بنا را بر خلاف رسم زمانه بر تعجیل نگذارد و در دو رشته " تاریخ و جغرافیا " و " علوم تربیتی " لیسانس (۱۳۲۸) و در دو رشته " علوم اجتماعی " و " تاریخ " فوق لیسانس گرفت. (۱۳۴۳) و سپس راهی دوره دکتری تاریخ شد.

استاد دکتر احسان اشراقی ملعمی امین، محققی کوشا، مورخی عالم و ادیبی توانا بود. ویژگی‌های مربوط به ذهن و حافظه و معلومات او چنان بود که در ارائه درس و بحث تاریخ و ادبیات و شعر و هنر را در هم می‌آمیخت و دانشجو را از لذت دانایی سرشار می‌کرد.

دکتر اشراقی معلمی حاذق و چیره دست و استادی کارآزموده و خبره بود. در واقع، معلمی یک بعد مهم زندگی او بود. بنده حدود سه دهه، مداومت و خستگی ناپذیری استاد را در کار معلمی دیده‌ام. شور و علاقه به کار معلمی حتی در سالهای پس از بازنشستگی هم استاد را به دانشگاه تهران و تدریس می‌کشاند. از این رو بود که روزهای شنبه هر هفته، گروه تاریخ دانشگاه تهران خود را به حضور استاد اشراقی مفتخر می‌دید. تربیت چند نسل از استادان و پژوهشگران تاریخ، تنها یکی از اثرمات زندگی استاد اشراقی بود. هم اکنون بسیاری از استادان نامدار دانشگاه‌های کشور در حوزه تاریخ ایران خود را مستقیم و یا غیر مستقیم شاگرد استاد می‌دانند و البته بدان می بالند. دکتر اشراقی در کار معلمی و استادی، دقیق، متین و پر حوصله بود. حوزه‌های تدریس استاد نیز مانند دانش او گستردگی داشت. چنان که به جز تاریخ صفویه که حوزه تخصصی ایشان به شمار می‌رفت، در طی سال‌های طولانی جغرافیای تاریخی و حتی مباحث تاریخ ایران باستان را نیز تدریس می‌کرد.

یک ویژگی دیگر استاد اشراقی، توانایی خاص ایشان در مدیریت امور علمی و آموزشی بود. استاد ما پس از استاد دکتر عباس زریاب، در مدتی نزدیک به دو دهه مدیر گروه تاریخ دانشگاه تهران و در سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ معاون آموزشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران بود. در آن ایام مدیریت و نظارتی دقیق و عالمانه که معمولاً با نظمی استوار و خلل ناپذیر اعمال می‌شد، و به پیروی از استادان بزرگ پیشین و سنت‌های دانشگاهی که در وجود ایشان شکل گرفته بود، استاد اشراقی را به چهره‌ای مدبر و توانا تبدیل کرده بود. شاید همین ویژگی‌های گوناگون استاد بود که ایشان را به عنوان عضو پیوسته فرهنگستان علوم نیز شناساند. یک خصیصه استاد دکتر اشراقی در کار معلمی و استادی و نیز در امر مدیریت علمی آن بود که " نفس خشم گیرنده " و " قوه غضب " را مهار کرده بود. این بنده، پس از حدود سه دهه آشنایی نزدیک با استاد دکتر اشراقی شهادت می‌دهم که هرگز خشم استاد را ندیدم. او همواره بر نفس خود فرمانروا بود. این نکته، یک ویژگی منحصر در زندگی علمی و مدیریتی استاد ماست و رفتار او را به الگویی درخشان برای شاگردانش تبدیل کرده است.

دکتر اشراقی در کار تعلیم و تربیت، نفس شکستن را وجهه همت خود کرده بود و به پیروی از دارندگان نفس ملکی، خویشتن را به صفاتی حمیده متصف ساخته و در راه تربیت نفس، چنان خود را به مرتبه کمال رسانده بود که می‌توان او را در میان دانشمندان عصر، از صاحبان واقعی " نفس ناطقه " و " نفس عاقله " دانست. صاحب نفس ناطقه آن چیزی را به دست می‌آورد که آرزوی اوست. به قول شاعر و حکیم نامدار ناصر خسرو قبادیانی:

گفتم که نفس ناطقه را چیست آرزو

گفتا بقا و شادی و پیروزی و ظفر